حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 232

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

مسلمين به طرف شمال عزيمت كرده وارد نقطه‌اى شد كه در نزديكى خليج فارس و كويت امروزى واقع و در آن زمان سرحدّ ايران و موسوم به حفير بود در اينجا او بهرمز سرحددار محلّ تكليف كرد كه اسلام پذيرد يا جزيه دهد و بر اثر آن هرمز خالد را بجنگ مرد و مرد يعنى مبارزه دو سردار طلبيده بدست وى كشته شد بعد اعراب بر ايرانيها تاخته فاتح شدند اين جنگ را جنگ زنجير يا ذات السلاسل ناميده‌اند زيرا چنان كه طبرى نوشته زنجيرهائى حاضر كرده بودند تا اسراى مسلمين را زنجير نمايند ( بعضى نوشته‌اند كه پاهاى سربازان ايران را زنجير كرده بودند تا فرار نكنند ) بعد خالد ساحل فرات را گرفته بالا رفت و در اليّس جنگ بسيار سختى بين قواى ايران و مسلمين روى داد چون بهره‌مندى بنوبت از طرفي به طرف ديگر سير ميكرد خالد از پافشارى ايرانيها در خشم شده قسم ياد نمود كه از خون آنها جوى جارى كند بالاخره فتح با مسلمين گرديد و خالد به قسم خود وفا كرده اسراى ايرانى را تماما بكشت پس از آن خالد در شهر رومى موسوم به فيراز نيز فتحى كرده بلافاصله براى سردارى لشگر اسلامى در جاهاى ديگر احضار شد و مثنّى بن حارثه شيبانى را بجاى خود گذاشت جنگهاى خالد وليد را با ايرانيها بايد جنگهاى سرحدّى دانست زيرا با ساخلو و مستحفظين حدود طرف بود جنگ پل - ( 13 - هجرى ) تهديد حدود ايران از طرف مسلمين باعث شد كه دربار ايران رستم فرّخ هرمز حاكم خراسان را خواسته اختيارات تامّه به او براى جنگ با اعراب بدهد و او لشگرى بياراست و در تحت سردارى بهمن جادويه بحدود فرستاد وقتي كه اين لشگر به نزديكى بابل رسيد بامر ابو عبيد مسعود ثقفى كه سركرده بود مسلمين پلى از قايقها ساخته براى جنگ با ايرانيها از فرات گذشتند در اين جنگ فيلهاى جنگى لشگر ايران چندان باعث وحشت اسبهاى مسلمين گرديدند كه آنها از اطاعت سواران خود سرپيچيده